مرتضى راوندى

112

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

وفات او به سال 996 اتفاق افتاد . عرفى شيرازى جمال الدّين محمّد عرفى پسر بدر الدين از شعراى مشهور ايران در قرن دهم هجرى است ؛ ولادتش به سال 963 هجرى قمرى در شيراز روى داد ، ولى بيشتر زندگيش در هندوستان سپرى شد و به دربار جلال الدين اكبر شاه امپراتور مغولى هند راه يافت ؛ و در آنجا با شعرا و فضلاى فارسىزبان آشنا گرديد و مقام و موقعيت ممتازى به دست آورد . عرفى در سرودن قصيده و غزل و قطعه و ترجيع و تركيب ، قدرت داشت و در شمار بهترين شاعران سبك هندى است و دو منظومهء مخزن الاسرار و خسرو و شيرين نظامى را استقبال كرد و نشان داد كه در مثنوى نيز دست دارد . عرفى جز ديوان اشعار ، ترجيع‌بندى به نام گلشن راز و رسالهء منثور صوفيانه‌اى به نام نفيسه دارد ؛ وفات عرفى در جوانى ، يعنى به سن 36 سالگى ، در تاريخ 999 در لاهور اتفاق افتاد . يكى از قصايد معروفش كه در نعت و مدح حضرت على ( ع ) است ، با اين بيت آغاز مىشود : جهان بگشتم و دردا كه هيچ شهر و ديار * نديده‌ام كه فروشند بخت در بازار صائب تبريزى در مواردى چند از او ياد كرده است : در سخن از عرفى و طالب ندارد كو تهى * عيب صائب اين بود كز زمرهء اسلاف نيست * * * هزار حيف كه عرفى و نوعى و سنجر * نيند جمع به دار العيار برهان‌پور عرفى شيرازى ، در مقام ستايش خود ، گفته است : نازش سعدى به مشت خاك شيراز از چه بود * گر نمىدانست باشد مولد و مأواى من « 1 » غافل از اينكه سعدى شيرازى ، با مقام شامخى كه در شعر و ادبيات فارسى دارد هرگز به خاك شيراز افتخار نكرده است ، بلكه شيرازيان و پارسى زبانان به وجود اين ستارهء درخشان و قدر اول ادب فارسى افتخار مىكنند . به نظر ذبيح اللّه صفا : « عرفى بر سر راه تكامل شيوه‌اى از سخنورى قرار داشت كه بعدها به هندى شهرت يافت و او را مىتوان يكى از ستونهاى آن بناى رفيع شمرد اما نه همهء آن كاخ بلند ؛ و اگر در سخن او خاصه در غزلش دقيق شويم ، مىبينيم كه او بسيار در

--> ( 1 ) . ماخوذ از تاريخ ادبيات دكتر شفق ، پيشين ، ص 370 و لغت‌نامه دهخدا ، شماره مسلسل 76 ، ع ، عتك ، ص 180 به بعد .